گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد
و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض
تا بیاید از راه ، از خم پیچک نیلوفرها
روی موهای سرت بنشیند
یا که از قطره آب کف دستت بخورد
گاه یک سنجاقک
همه معنی یک زندگی است .
همان برگ سپید به مثل ژالهی ژاله
به مثل اشک نگونسار
همان جلوه و رخسار
علی اکبر ثابتیان - دفتر شعر سفر
.
.
.